X
تبلیغات
وبلاگ فارسی پارسیان - دو تا مطلب در مورد خدا

وبلاگ فارسی پارسیان

دو تا مطلب در مورد خدا

رد پا

شبی خواب دیدم ...

خواب دیدم در طول ساحل با پروردگارم قدم می زدم ...

سراسر آسمان صحنه هایی از زندگیم را نشان می داد . برای هر صحنه به دو ردیف ردپا روی شن توجه کردم ...

یکی به من تعلق داشت , دیگری به خداوند ...

وقتی آخرین صحنه در مقابلم نمایان شد باز به ردپاها نگریستم , فقط یک رد پا باقی مانده بود , همچنین متوجه شدم که این در  بدترین و اندوه بارترین اوقات زندگیم  اتفاق افتاده بود ...

مضطرب شدم و از پروردگارم پرسیدم :

« پروردکارا ! تو گفتی که از هنگامیکه من تصمیم گرفتم از تو پیروی کنم , تو تمام راه را با من گام خواهی برداشت اما من متوجه شدم که در طی سخت ترین اوقات زندگیم فقط یک رد پا وجود دارد . نمی فهمم , وقتی من به تو بیش تر احتیاج داشتم مرا ترک کردی !؟ »

پروردگار پاسخ داد :

« من تو را دوست دارم و هرگز رهایت نمی کنم . در دوران آزمون و رنج تو ,

وقتی که فقط یک رد پا می بینی , زمانی است که من تو را در آغوش می بردم . »

 

                                                                                              « مارگارت قیشبک پاورز »


« هر گاه خدا تو رو لب پرتگاه برد به او اعتماد کن زیرا یا تو را از پشت می گیرد یا به تو پرواز کردن می آموزد . »

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 23:12  توسط باران  |